اول سلام كن بعد بيا تو
از شير قاز تا قطعه يدكى يوفو
لینک نمکی ها
اینجا سه تا دومینو میذارم.اینا هم خیلی باحالن.ببینینشون.حتما...









اینم ویدئوی اخر که البته نسبت به وبدئوهایقبلی خیلی ابتداییه.اما خب دیدنش ضرر نداره.


[ جمعه 1390/08/27 ] [ 1:10 بعد از ظهر ] [ diana ]
باحاله.ببینینش.



[ جمعه 1390/08/27 ] [ 12:59 بعد از ظهر ] [ diana ]
این اقاهه با استفاده از دومینو توب هاشو میکنه تو سوراخ جالب اینه تمام توپ ها هم میرن.هیچکدوم بیرون سوراخ نمیمونه!!!!





[ جمعه 1390/08/27 ] [ 12:57 بعد از ظهر ] [ diana ]
اگه اینو نبینین از دستتون رفته.از عجایب خلقته.




[ جمعه 1390/08/27 ] [ 12:56 بعد از ظهر ] [ diana ]
خیییییییییییییییییییلییییییییی باحاله.

از دستش ندین.با ویدئو و سی دی و کتاب و صابون و کلاسور و فندک و ..همه چی درستش می کنن.






[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 11:27 بعد از ظهر ] [ diana ]

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره

.

.

.

سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .

.

.

.

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات

به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که

درد دل همه رو گوش میدن

اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .

.

.

.

به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش

کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن  . . .

.

.

.

به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند

و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .

.

.

.

به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .

.

.

.

به سلامتی همه باباهایی که

رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه !

.

.

.

به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری

ولی دیگه مال تو نیست . . .

.

.

.

سلامتی مادر

که وقتی غذا سر سفره کم بیاد

اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .

.

.

.

به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!

.

.

.

به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که

بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .

.

.

.

به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !

.

.

.

به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره

به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن….!

.

.

.

 به سلامتی بیل!

که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه . . .

.

.

.

 به سلامتی سیم خاردار!

که پشت و رو نداره

.

.

.

به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که

چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

.

.

.

به سلامتی حلقه های زنجیر

که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . . .

.

.

.

گل آفتابگردان را گفتند:

چراشبها سرت را پایین می اندازی؟

گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم

به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .

.

.

.

به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن . . .

.

.

.

بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه . . .

.

.

.

به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :

اون رفیق منه

وقتی باختم گفت :

من رفیقتم  . . .

.

.

.

به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه

ولی واسه این که دلت رو نشکنه

میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . . .

.

.

.

به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته

به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟

باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .

.

.

.

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته

بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که

چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

.

.

.

به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !

.

.

.

به سلامتی همه اوونایی که

دلشون از یکی دیگه گرفته

ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن

میگن بخاطره غروب پاییزه . . .

.

.

.

بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”

چون هم تو هستی توش، هم من . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون

هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !

آخرشم دق میدن مارو !

.

.

.

سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!

.

.

.

بسلامتیه اون پسری که خواست آدم بشه

ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت

همیشه پای یک زن در میان است !

.

.

.

سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن

که شبیه باباهاشون بشن

نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !

.

.

.

به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !.......به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه...

.

.

.


به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است,

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد

.

.

.

به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده

.

.

.


.به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه

میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،

اما بچه اش خجالت میکشه

به دوستاش بگه این پدرمه

.

.

.

سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها ندارن !

.

.

.

به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد

.

.

.

و در آخر به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

.

.

.

(به سلامتی تو)

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 11:7 قبل از ظهر ] [ diana ]
در سال‌های اخیر، انتخاب رمان‌های برتر تاریخ ادبیات، دل‌مشغولی بسیاری از رسانه‌ها بوده است. روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف هم ۱۶ ژانویه ۲۰۰۹، فهرستی از صد رمانی را منتشر کرد که به اعتقاد منتقدینش باید در کتابخانه هر خانه‌ای باشند و خوانده شوند. طبیعی است که این ۱۰۰ رمان، نه بهترین رمان‌ها، بلکه بهترین‌ها از نظر منتقدین این روزنامه هستند.

۱۰۰- ارباب حلقه‌ها نوشته‌ی‌‌ جی آر آر تولکین
داستانی درباره‌ی موجوداتی خیالی که در جست و جوی جواهرات گم شده هستند. به اعتقاد دبلیو اچ ادن، این کتاب، یک ‌شاهکار‌ است.

۹۹- کشتن مرغ مقلد نوشته‌ی‌‌ هارپرلی
روایت تعصب نژادی، و همسایه‌هایی عجیب و غریب از نگاه یک کودک که در دهه ۱۹۳۰ و در ایات آلاباما می‌گذرد.

۹۸- خانه و جهان نوشته‌ی رابیندرانات تاگور
یک بنگالی شریف، شادمانه زندگی می‌کند تا این‌که انقلابی نژادی رخ می‌دهد.

۹۷- راهنمای مسیر راه شیری برای تواستاپ‌زن نوشته‌ی داگلاس آدامز
زمین منفجر می‌شود تا یک مسیر سریع‌السیر فضایی ساخته شود. وحشت نکنید.

۹۶- هزار و یک شب (نویسنده: ناشناس)
شهرزاد که می‌داند پس از هم‌آغوشی با پادشاه ایرانی کشته می‌شود، هر شب قصه‌ای می‌گوید تا مرگش را به تعویق بیندازد.

۹۵- اندوه ورتر جوان نوشته‌ی ولفگانگ فن گوته
ورتر عاشق شارلوت می‌شود، اما شارلوت درگیر رابطه‌ای دیگر است. وای بر ورتر!

۹۴- بچه‌های نیمه شب نوشته‌ی سلمان رشدی
بچه‌های یک هندوی پیر و یک مسلمان ثروتمند در بدو تولد با هم عوض می‌شوند.

۹۳- تعمیرکار دوره‌گرد، خیاط، سرباز، جاسوس، نوشته‌ی جان لوکاره
شعری کودکانه به عنوان اسم رمز تعدادی از جاسوسان بریتانیایی که مظنون به خیانت هستند، در نظر گرفته می‌شود.

۹۲- مزرعه سرد آرام‌بخش نوشته‌ی استلا گیبونز
شخصیتِ اصلی رمان، دختر بچه‌ای است که پدرش را از دست داده و یتیم شده است. او در دنبال این است که با یکی از خویشاوندانش زندگی کند. بالاخره او می‌پذیرد که با یکی از خویشاوندان مادری‌اش زندگی کند. یک عاشقانه‌ی روستایی که به‌صورت طنز روایت می شود.

۹۱- داستانی از گنجی نوشته‌ی موراساکی شیکیبو
زندگی و عشق‌های پسر یک امپراتور. و اولین رمان جهان؟

۹۰- زیر تور نوشته‌ی اریس مرداک
نویسنده‌ای ناموفق با یک ستاره سینما ارتباط بر قرار کرده. تلفیقی از فلسفه و کمدی.

۸۹- دفترچه طلایی نوشته‌ی دوریس لسینگ
لسینگ آن‌طور که مارگارت درابل، منتقد و نویسنده می‌گوید در«داستان فضای درونی» به کمونیسم و آزادی خواهی زنان می‌پردازد.

۸۸- یوگنی آنگین نوشته‌ی الکساندر پوشکین
احساسات، شعر و تپانچه در رمانی منظوم درباره‌ی عشقی ناکام.

۸۷- در جاده نوشته‌ی جک کرواک
پسران نسل بیت می‌خواهند «مثل شمع‌های زرد و افسانه‌ای روم باستان بسوزند، بسوزند و بسوزند.»

۸۶- بابا گوریو نوشته‌ی انوره دوبالزاک
داستانی رئالیستی درباره‌ی بازگشت بوربون‌ها به قدرت در فرانسه. راستینگناک، ضد‌قهرمانی داستان، به خاطر بی‌رحمی‌هایش در راه‌ ارتقای مدارج اجتماعی شهره خاص و عام شده است.

۸۵- سرخ و سیاه نوشته‌ی استاندال
قهرمان کتاب که متعلق به طبقه‌ی متوسط است، علیه ماتریالیسم و ریاکاری جامعه‌ی فرانسوی با «نیروی روح» خود می‌جنگد.

۸۴- سه تفنگدار نوشته‌ی آلکساندر دوما
تفنگداران داستان، سر یک زن اشرافی به نام میلادی با هم مبارزه می‌کنند «یکی برای همه و همه برای یکی»

۸۳- ژرمینال نوشته‌ی امیل زولا
ژرمینال، نوشته‌ای برای جوانه زدن تغییرات اجتماعی، مستندات قرص و محکمی از گرسنگی و بدبختی‌ معدن‌کاران فرانسوی ارایه می‌کند.

۸۲- بیگانه نوشته‌ی آلبرکامو
یک فرانسوی دوست عربش را در الجزیره می‌کشد و «بی‌تفاوتی ملایم جهان» را می‌پذیرد.

۸۱- به نام گل سرخ نوشته‌ی امبرتو اکو
یک داستان پلیسی تاریخی و روشنگرانه که در صومعه‌ای ‌در قرن چهاردهم ایتالیا می‌گذرد.

۸۰- اسکار و لوسینا نوشته‌ی پیتر کری
یک استرالیایی که با پولی که به او به ارث رسیده، یک کارخانه شیشه‌سازی می‌خرد و در کشتی با کشیشی از کلیسای آنگلیکان آشنا می‌شود. هر دوی این‌ها که به قمار علاقمندند، شرط می‌بندند که او نمی‌تواند کلیسایی شیشه‌ای را ۴۰۰ کیلومتر حرکت بدهد.

۷۹- دریای پهناور ساراگوسا نوشته‌ی جین ریس
به رمان جین ایر، که به زنی دیوانه در اتاق زیر شیروانی صدایی انسانی و رقت انگیز می‌بخشد.

۷۸- آلیس در سرزمین عجایب نوشته‌ی لویس کرول
منطق بازیگوشانه‌ی کرول باعث می‌شود وقوع شش اتفاق غیر ممکن را پیش از صبحانه باور کنیم.

۷۷- مخمصه نوشته‌ی جوزف هلر
یوسرین احساس می‌کند میل شدیدی برای به مسلسل‌ بستن غریبه‌ها دارد. دیوانه نیست؟

۷۶- محاکمه نوشته‌ی فرانتس کافکا
«جوزف کی» وقتی به طور غیر منتظره‌ای بازداشت می‌شود، اعلام می‌کند که بی‌گناه و مبراست اما «مبرا از چی؟»

۷۵- شراب سیب با لاوری‌ نوشته‌ی لوری لی
اولین تجربه‌ی نوشیدن مخفیانه گیلاس بزرگ آتش زرین قهرمان داستان، زیر واگن حمل یونجه است.

۷۴- در انتظار مهاتما نوشته‌ی آرکی نارایان
یک کمدی ناب که در آن یک جوان هندی با الهام از گاندی به یک مبارز ضد‌بریتانیایی افراطی تبدیل می‌شود.

۷۳- در جبهه غرب خبری نیست نوشته‌ی اریش ریمارک
روایت وحشت جنگ بزرگ از چشمان یک سرباز جوان.

۷۲- شام در رستوران غربت‌زده نوشته‌ی آن تایلر
سه خواهر و برادر، هر یک به گونه‌ای از جدایی مبهم والدین‌شان متاثر می‌شوند.

۷۱- رویای تالار سرخ نوشته کائو ژوکین
نگاهی دقیق و گسترده به جامعه‌ی چین در قرن هجدهم

۷۰- پلنگ نوشته‌ی جوزپه توما سی دی لامپدوزا
با حمله نیروهای سرخپوش گاریبالدی به سیسیل، کدام دسته نجابت را کنار می‌گذارند: «شغال‌ها»، یا «پلنگ‌ها»؟

۶۹- اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری نوشته‌ی ایتالوکالوینو
حقه‌ی بین‌المللی کتاب، در این پازل بازیگوشانه‌ی پست مدرن نمایان می‌شود.

۶۸- تصادف نوشته‌ی جی جی بالارد
کارشناس سابق تلویزیون، موعظه سر می‌دهد که «گرایش جنسی جدیدی از یک تکنولوژی فاسد سر برآورده است.»

۶۷- خم رودخانه نوشته‌ی وی اس نایپل
یک آفریقایی هند و شرقی به نام سلیم به قلب آمریکا سفر می‌کند تا بفهمد«دنیا، چه دنیایی است»

۶۶- جنایات و مکافات نوشته‌ی فئودور داستایوفسکی
پسر به دیدارنزول خوار می‌رود. پسر نزول‌خوار را با تبر می‌کشد. احساس گناه، فروپاشی، سیبری و رستگاری.

۶۵- دکتر ژیواگو نوشته‌ی بوریس پاسترناک
بی‌رحمی انقلاب روسیه ایده‌آلیسم رمانتیک دکتر جوان را لگدمال می‌کند.

۶۴- سه‌گانه قاهره نوشته‌ی نجیب محفوظ
محفوظ زندگی سه نسل از قاهره‌ای‌ها را از جنگ جهانی اول تا کودتای سال ۱۹۵۲ دنبال می‌کند.
۶۳- مورد عجیب دکتر جکیل و مسترهاید نوشته‌ رابرت لوییس استیونسون
داستان دیو، استیونسون در خواب به سراغش آمد.

۶۲- سفرهای گالیور نوشته‌ی جاناتان سوینت
هجویه سوینت بر سفرنامه‌های بلند جهانگردان (دادگاه لی‌لی‌پوت‌ها در واقع دادگاه پادشاه جورج اول است)

۶۱- نام من قرمز است، نوشته‌ی اورهان پاموک
نقاشی در سال ۱۵۹۱ در استانبول به قتل می‌رسد. برخلاف انتظار، داستان را از زبان جسد می‌شنویم.

۶۰- صد سال تنهایی نوشته‌ی گابریل گارسیا مارکز
در این قصه‌ی خانواده‌ای کلمبیایی، افسانه و واقعیت به شکل سحرآمیزی در هم می‌آمیزند.

۵۹- مراتع لندن نوشته‌ی مارتین امیس
رمان‌نویسی ناکام، روز نوشت‌های زنی را از سطل آشغال می‌دزدد که در آن‌ها فاش شده که زن دارد قتل خود را طرح ریزی می‌کند.

۵۸- کارآگاهان وحشی نوشته‌ی رابرت بولانو
گروهی از شاعران آمریکای جنوبی به نقاط مختلف جهان سفر می‌کنند، در گوشه و کنار دنیا می‌خوابند و منتقدین را در دوئل‌ها به چالش می‌کشند.

۵۷- بازی تیله‌های شیشه‌ای نوشته‌ی هرمان هسه
روشنفکران از زندگی بیرون می‌کشند، تا در یک بازی با قواعد ریاضیات و آهنگین شرکت کنند.

۵۶- طبل حلبی نوشته‌ی گونتر گراس
خاطرات از سال‌های پیش از جنگ جهانی دوم از زبان یک کوتوله. طبل حلبی، متن کلیدی ادبیات رئالیسم جادویی اروپاست.

۵۵- آسترلینز نوشته دبلیو جی سبالد
در این رمان بدون پاراگراف، مورخی چک‌تبار، تاریخ خانوادگی‌اش را دنبال می‌کند تا به هولوکاست می‌رسد.

۵۴- لولیتا نوشته‌ی ولادیمیر ناباکوف
دل مشغولی سکسی پروفسوری میانسال نسبت به دختر بچه‌ی ده دوازده ساله‌ای به نام لولیتا با تمایل مادر دختر به پروفسور پیچیده می‌شود.

۵۳- داستان ندیمه نوشته‌ی مارگارت آتوود
پس از جنگ هسته‌ای که بسیاری از انسان‌ها را عقیم کرده، زنان بارور برای پرورش فرزندان به بردگی گرفته می‌شوند.

۵۲- ناتور دشت نوشته‌ی جی دی سالینجر
ضد قهرمان نوجوان داستان که از مدرسه ابتدایی اخراج شده، دوره‌ی سختی را می‌گذراند.

۵۱- جهان دیگر نوشته‌ی دن دلیلو
از بیس‌بال گرفته تا زباله‌های هسته‌ای، کلیه‌ی دغدغه‌های زندگی آمریکایی‌ها در اواخر قرن بیستم در این رمان وجود دارد.

۵۰- دلبند نوشته‌ی تونی موریسون
سیری بی‌رحمانه و آزاردهنده دوران سیاه برده‌داری در آمریکا.

۴۹- خوشه‌های خشم نوشته‌ی جان اشتاین بک
شهروندان اوکلاهما به خاطر قحطی ناشی از رکود اقتصادی بزرگ آمریکا، دیار خود را به جست و جوی‌شان و دستمزد شرافتمندانه ترک می‌کنند.

۴۸- برو بر کوه‌ها بگو نوشته‌ی جیمز بالدوین
کتاب، نقش کلیسای مسیحی را در جامعه‌ی آفریقایی- آمریکایی‌ها بررسی می‌کند.

۴۷- سبکی تحمل ناپذیر هستی نوشته‌ی میلان کوندرا
خیانت یک پزشک، همسرش را رنجور می‌کند. اما وقتی زندگی معنایی نداشته ندارد، این رنج هم نمی‌تواند اهمیتی داشته باشد.

۴۶- بهار زندگی خانم جین برودی نوشته‌ی موریل اسپارک
شاگرد محبوب یک معلم که راهبه می‌شود، به او خیانت می‌کند.

۴۵- نظاره‌گر نوشته‌ی آلن رب گریه
یک فروشنده دوره گرد، غرق شدن دختری سیزده ساله را نظاره می‌کند.

۴۴- تهوع نوشته‌ی ژان پل سارتر
یک تاریخ‌نگار هر لحظه بیشتر از قبل با هستی خود به مشکل برمی‌خورد.

۴۳- سری کتاب‌های ربیت نوشته‌ی جان آپدایک
محدود شدن به فروشندگی حراجی، ستاره سابق بسکتبال دبیرستان را ناامید می‌کند.

۴۲- ماجراهای هاکلبری فین نوشته‌ی مارک تواین
یک پسربچه و برده‌ای فراری در نظر دارند از طریق قایق‌رانی رودخانه می‌سی‌سی پی از فرهنگ و تمدن آنتبلوم دور شوند.

۴۱- درنده‌ی باسکویل نوشته‌ی آرتور کانن دویل
مردی معتاد نیمه شب، سگی ارواح مانند را در دشت‌ها دنبال می‌کند.

۴۰- خانه‌ی عیش نوشته‌ی ادیت وارتن
لیلی بارت در آرزوی عیش فراتر از آن است که به خاطر عشق ازدواج کند. رسوایی و قرص‌های خواب از راه می‌رسند.

۳۹- همه چیز فرو می‌پاشد نوشته‌ی چینووا آچه‌به
مرگ اتفاقی و حضور یک مبلغ مذهبی، رهبری محلی کشاورزی نیجریه‌ای را که سیب زمینی می‌کارد، متزلزل می‌کند.

۳۸- گتسبی بزرگ نوشته‌ی اف اسکات فیتس جرالد
عشق یک میلیونر مرموز به«زنی سرشار از صدای پول»، او را به دردسر می‌اندازد.

۳۷- سرپرست نوشته‌ی آنتونی ترولوپ
دبلیو اچ اودن درباره‌ی این نویسنده گفت:« در میان تمام نویسندگان همه کشورها، ترولوپ بهتر از بقیه نقش پول را درک کرد.»

۳۶- بینوایان نوشته‌ی ویکتور هوگو
مجرم سابق داستان، می‌کوشد آدم خوبی باشد اما ماجرا پایان تلخی به دنبال دارد.

۳۵- جیم خوش شانس نوشته‌ی کینگزلی امیس
یک استاد تاریخ دانشگاه با رییس‌اش اختلاف نظر پیدا می‌کند و…

۳۴- خواب بزرگ نوشته‌ی ریموند چندلر
در این کتاب نوآر جنایی هاردبویلد (Hardboiled)، «مردان مرده سنگین‌تر از قلب‌های شکسته هستند.»

۳۳- کلاریسا نوشته‌ی ساموئل ریچاردسون
روایتی به شکل نامه‌نگاری که در آن رابرت لاولیس، صاحب روسپی خانه وحشیانه سینه‌بند قهرمان داستان را باز می کند.

۳۲- رقصی با موسیقی زمان نوشته‌ی آنتونی پاول
این کتاب دوازده قسمتی، داستانی ‌است که مشهورترین شخصیت آن «نوعی اورکت نامناسب می‌پوشد.»

۳۱- عاقبت فرانسه نوشته‌ی ایرنه نمیروفسکی
این کتاب که شامل دو نوول کوتاه است و شش سال بعد از مسموم شدن نویسنده‌اش منتشر شد، زندگی شهری و روستایی در فرانسه تحت اشغال آلمان‌ها را به تصویر می‌کشد.

۳۰- تاوان نوشته‌ی یان مک ایوان
بهترین رمان انگلیسی‌زبان کلاسیک که در خانه‌‌ای ییلاقی می‌گذرد.

۲۹- زندگی: دستورالعمل یک مصرف کننده نوشته‌ی جورجز پرک
پازل زندگی در بلوک آپارتمان‌های پاریسی به اضافه اتاق‌های خالی

۲۸- سرگذشت تام جونز نوشته‌ی هنری فیلدینگ
این رمان کمدی فیلیدینگ که معمولاً به اختصار تام جونز نامیده می‌شود، داستان بچه‌ای سرراهی است که یک آدم ثروتمند پیدایش می‌کند.

۲۷- فرانکشتاین نوشته‌ی مری شلی
تلاش انسان برای تمسخر مکانیسم شگفت‌انگیز خالق جهان، عاقبت ناگواری به همراه دارد.

۲۶- کرانفورد نوشته‌ی الیزابت گسکل
روستاییان شمال در مقابل تغییرات اجتماعی محصول انقلاب صنعتی مقاومت می‌کنند.

۲۵- سنگ ماه نوشته‌ی ویلکی کالینز
تی اس الیوت در تحسین این رمان گفته است: «اولین، قدیمی‌ترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی زبان»

۲۴- اولیس نوشته‌ی جیمز جویس
بازنویسی مدرنیستی و شاهکارانه هومر با نوعی شوخ‌ طبعی که یکی از طولانی‌ترین زبان انگلیسی را با ۴۳۹۱ کلمه در خود دارد.

۲۳- مادام بوآری نوشته‌ی گوستاو فلوبر
خریدن رمان‌های عاشقانه، همسر دکتری محلی را به خیانت و پایانی عذاب‌آور می‌کشاند.

۲۲- گذر به هند نوشته‌ی ای ام فورستر
اتهامی ناروا، ظلم نژاد‌پرستانه‌ی بریتانیایی در هند را آشکار می‌سازد.

۲۱- ۱۹۸۴‌نوشته‌ی جورج اورول
در این رمان، ناظر کبیر (دیکتاتور) حتی منحوس‌تر از آنی است که در سریال تلویزیونی اقتباسی از رمان تصویر شده است.

۲۰- تریسترام شندی نوشته‌ی لاورنس استرن
به اعتقاد ساموئل جانسون، این رمان تجربی و شنیع، بیش از حدِ کفایت، خاص و غریب است.

۱۹- جنگ دنیاها نوشته‌ی اچ جی ولز
اشغالگران مریخی خون‌آشام با چند فین دماغ نابود می‌شوند.

۱۸- خبر داغ نوشته‌ی اولین واگ
واگ این رمان را بر اساس ماجرای گزارشگر بخت برگشته‌ی تازه‌کاری نوشته که بیل دیوز، سردبیر سابق دیلی تلگراف را سرکار می‌گذارد.

۱۷- تس دوبرویل نوشته‌ی توماس هاردی
تس فرزند یک خانواده‌ی روستایی است که خانواده‌‌اش می‌فهمند که نام او به یک نجیب‌زاده برمی‌گردد.

۱۶- صخره برایتون نوشته‌ی گراهام گریل
در خیمه شب بازی ادبی گریل، شخصیتی جامعه‌ستیز گند می‌زند به جنایت و ازدواج.

۱۵- اسرار ووسترها نوشته‌ی پی جی وود هاوس‏
این کتاب، اولین بخش از مجموعه داستان‌های قلعه‌های تاتلای است.

۱۴ـ بلندی‌های بادگیر نوشته‌ی امیلی برونته
در دشت‌های بادگیر‌، کاترین و هیث‌کلیف عاشق همدیگر می‌شوند، اما هیث‌کلیف نمی‌تواند با کاترین ازدواج کند.

۱۳ـ دیوید کاپرفیلد نوشته‌ی چارلز دیکنز
رنج‌های کودکی که ناپادری‌اش به‌طرز بی‌رحمانه‌ای او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد. رمان نیمه‌زندگی‌نامه دیکنز در زمره‌ی رمان‌های «کمال و رشد» دسته‌بندی می‌شود، محور اصلی است.

۱۲ـ رابینسون کروزوئه نوشته‌ی دانیل دفو
یک برده فروش که گرچه کشتی‌اش غرق می‌شود، در جزیره‌ی دور افتاده خدا را می‌یابد و با یک بومی آشنا می‌شود و دچار تحول می‌شود.

۱۱ـ غرور و تعصب نوشته‌ی جین آستن
رویارویی عاشقانه پسری ثروتمند با دختری مغرور از خانواده‌ای فقیر یکی از زیباترین داستان‌های عاشقانه را رقم زده است.

۱۰ـ دن کیشوت نوشته‌ی میگوئل سروانتس
سلحشوری خیال‌پرداز و نیمه‌مجنون، در رمانی طنزگونه به جنگ آسیاب‌های بادی می‌رود.

۹ـ خانم دالووی نوشته‌ی ویرجینیا وولف
خانم قهرمان داستان که قرار است در یک جشن شرکت کند به قصدِ خرید گل از خانه بیرون می‌رود و با زوجی جوان که زندگی پرتلاطمی دارند، روبه‌رو می‌شود.

۸ـ رسوایی نوشته‌ی جی ام کوئتزی
یک استاد ادبیات انگلیسی در آفریقای جنوبی پس از دوران آپارتاید با فریفتن دانشجویش‌، همه چیزش را می‌بازد.

۷ـ جین ایر نوشته‌ی شارلوت برونته
آقای روچستر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دل به زنی فقیر و ساده می‌بازد. اما جین متوجه می‌شود که روچستر ازدواج کرده و همسری دیوانه دارد.

۶ـ در جستجوی زمان از دست رفته، نوشته‌ی مارسل پروست
تفکری درباره‌ی خاطرات، رمانی هفت جلدی که مشهورترین کتاب در جهان ادبیات است.

۵ـ قلب تاریکی، نوشته‌ی جوزف کنراد
جوزف کنراد می‌گوید : «‌فتح زمین، چیز زیبایی نیست.»

۴ـ سیمای یک زن نوشته‌ی هنری جیمز
زنی آمریکایی که وارث ثروتی عظیم شده‌، با ازدواج با مردی خودخواه، زندگی خود را تباه می‌کند. منتقدی به نام هرولد بلوم گفته بود هنری جیمز در این رمان، خودش را در چهره‌ی یک زن تصویر کرده است.

۳ـ آنا کارنینا نوشته‌ی لئو تولستوی
زن جوانی از طبقه اشراف بدون عشق با مردی صاحب منصب ازدواج می‌کند اما گرفتار عشقی دیگر می‌شود.

۲ـ موبی دیک نوشته‌ی هرمان ملویل
جستجوی دیوانه‌وار کاپیتان آمب برای گرفتن انتقام از نهنگی که پای او را خورده است.

۱ـ میدل مارچ نوشته‌ی جورج الیوت
ویرجینیا ولف: «میدل‌مارچ

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:44 قبل از ظهر ] [ diana ]

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ diana ]
[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ diana ]
[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ diana ]

میدونی چرا میگن عکستو تو اینترنت پست نکن؟؟؟

چون یه آدم بیکار و خوش ذوقی پیدا میشه و با عکستون اینکارا رو میکنه :

همه چیز با بدست آوردن عکس اول شروع میشه و تمام عکسهای بعدی با اون ساخته میشن :))

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:17 قبل از ظهر ] [ diana ]
[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ diana ]
[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:8 قبل از ظهر ] [ diana ]

 


 

شيوه نقل و انتقال پرنده ها کاملاً با هم متفاوت است. تعدادي از آنها پرواز مي کنند، بعضي مي توانند خيلي خوب بدوند و بعضي شنا مي کنند و برخي ترکيب آنها را انجام مي دهند.

بيشتر پرندگان مي توانند پرواز کنند و طاووس يکي از اين پرندگان است، اما آيا تا کنون پرواز اين پرنده بسيار زيبا را ديده ايد؟

 

 

 


 

طاووس ها به طور طبيعي همه چيز خوار بوده و عمدتا از اجزاي گياهي و گلبرگ ها تغذيه مي کنند، ولي حشرات و ساير بند پايان نيز مواد غذايي مطلوبي براي آنهاست و حتي خزندگان و دوزيستان را نيز شکار مي کنند.

مواد گياهي، فيبر لازم براي هضم فلس ها و استخوان هاي خزندگان کوچک را فراهم مي کند. طاووس ها شکار گراني اجباري هستند يعني براي حفظ سلامت رشد و توليد مثل خود به پروتئين حيواني واقعا نياز دارند.

 

  

طاووس ها پرندگان جنگلي هستند که روي زمين لانه مي سازند و تغذيه مي کنند ولي براي استراحت بالاي درختان مي روند.

مارهاي کوچک و ساير خزندگان رژيم غذايي مطلوبي براي طاووس هاي وحشي هستند.


 

 

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:4 قبل از ظهر ] [ diana ]

داشتیم تو خیابون قدم می زدیم كه یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا كه یكى عمودى یكى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، كه در این هنگام راننده پیاده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی كه به سختى نفس می كشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمكدون! منظورم ای
نه كه می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود یا نه!
 


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
 


کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
 


 


تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
 


زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!
 


دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟
پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
 

 


شمع های ماشینم سوخته، رفتم تعمیرگاه...
می پرسه عوضشون کنم؟ پـَـ نه پَــ، فوتشون کن تا صد سال زنده باشی!
 


زنگ زدیم 110 می گم آقا این جا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید. می پرسه می خواهید ازش شکایت کنید؟
پـَـ نه پَــ، زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یه جایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب!
 

 
 

به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان... می گه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟
می گم پـَـ نه پَــ، یه داداش توپول موپول می خواستم روم نمی شه به بابا بگم.
 


رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا می گه: اومدی عیادت؟
پـَـ نه پَــ، اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم!
 


هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولا رو دادم به پرستاره... می گه آمپول بزنم؟
پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
 


نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟
میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!

 



خوشتون اومد؟؟؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 10:3 قبل از ظهر ] [ diana ]

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند. علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود. اما گوشه ای از خاطرات یک پزشک عمومی با ذوق را در ادامه ایمیل بخوانید که بسیار زیباست.

------------------------------------------------------


یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.

به دختره گفتم : مشکلتون چیه ؟
گفت : "دلهره" دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت :
مامان ! دل پیچه نه دلهره !

پرسیدم : چیز ناجوری نخوردین ؟
مادرش گفت : چرا "چیسپ" خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه : مامان چیپس نه چیسپ ... ‌

------------------------------------------------------

گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت : آقای دکتر ! گلوش چرک داره ؟

گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه.
گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه.

------------------------------------------------------

به دختره گفتم : مشکلتون چیه ؟
با یه صدای گرفته گفت : هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره...

------------------------------------------------------

به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم : اسهال هم دارین ؟
گفت : حالتشو دارم اما نمیاد ‌

------------------------------------------------------

به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم : قبلا هم سابقه داشتین ؟
گفت : مثلا چه سابقه ای ؟

بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین ؟
گفت : مثلا چه داروئی ؟

نسخه شو که نوشتم گفتم : دیگه هیچ ناراحتی نداشتین ؟
گفت : مثلا چه ناراحتی ؟

------------------------------------------------------

به خانمه گفتم : اشتهاتون خوبه ؟
گفت : هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم...

------------------------------------------------------

پیرمرده گفت : همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم.
گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه ؟

گفت : نه آرنج دست چپم "خیلی" درد میکنه

------------------------------------------------------

خانمه اومد و گفت : برام یه آزمایش بنویس.
گفتم : چه آزمایشی ؟

گفت : نمیدونم !
چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد. چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته ؟

------------------------------------------------------

به خانمه گفتم : باید یه آزمایش بدین.
گفت : نمیدم !

گفتم : چرا ؟
گفت : میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم

------------------------------------------------------

برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت :
چند روزه گلوم هم درد میکنه.

گفتم : خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه.
گفت : اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره ؟

------------------------------------------------------

خانمه میگفت : توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه !

آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه آزمایش ادرار داده و بیرون آزمایش خون

------------------------------------------------------

خانمه میگفت : فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده.

گفتم : از کجا فهمیدین ؟
گفت : آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده

------------------------------------------------------

خانمه میگفت : بچه ام چند روزه یبوست داره براش شیاف هم گذاشتم خوب نشد.

گفتم: چه شیافی براش گذاشتین ؟
گفت : استامینوفن

------------------------------------------------------

یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود.

گفتم : میتونین بمونین سرم بزنین ؟
گفت : نه.

گفتم : آمپول میزنین ؟
گفت : نه.

خانم جوونی که باهاش بود گفت : آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین

گفتم : چرا ؟
گفت : آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن

------------------------------------------------------

روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.
گفتم : چند روزه که مریضه ؟

پدره گفت : دو روزه !!

مادرش گفت : نه سه روزه...

پدره با عصبانیت به مادرش گفت :
آخه جمعه که تعطیله !!

------------------------------------------------------

به خانمه گفتم : کجای سرتون درد میکنه ؟

دستشو گذاشت روی سرش و گفت :
همین جا درست توی لگن سرم...

------------------------------------------------------

مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم
گفت : آقای دکتر ! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین !

گفتم : چرا ؟
گفت : آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد بماله

------------------------------------------------------

مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم.

مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی روستا صحبت میکنه و ازش میپرسه :
داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر اولی فرق داشت ؟

روستائی محترم میگه : خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه ؟

خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه

 

 

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ diana ]


روز دوشنبه، مورخه‌ی ۱۰ مرداد ۱۳۹۰، این‌طرف ، عراق رمضان بود، اون‌طرف ، افغانستان رمضان، این‌وسط ایران شعبان !!!!!
تو تلویزیون ۲ ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت می‌کنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده !!!!!
مجری 20:30 راس هشت و نیم اومده میگه: با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد بقیه اخبار رو بعد از اذان مغرب به سمع و نظر شما میرسونیم !!!!!!
تو مملکتی که کنجد روی نون بربری یه نوع آپشن حساب می‌شه دیگه ...!؟!؟!؟!؟!؟
مجری از طرف می‌پرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم  !!!!!
طرف عروسیشو مختلط می‌گیره و توش مشروب سرو می‌کنه ولی تاکید عجیبی داره که حتما عروسیش باید شب تولد یکی از ائمه باشه !!!!
توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن !!!!!
رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن !!!!!
امشب به خانمم میگم از پای سیستم پاشو میخام ایمیلامو چک کنم . میگه صداتو بیار پایین دیگه از روح الله داداشی که گنده تر نیستی !!!!
خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه !!!!!
یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون !!!!
دختر عمه ام رو تو خیابون با یه پسره دیدم هول شده میگه داداشمه !!!!

قبلا برق ميرفت بابامون سر فحش رو ميكشيد به اداره برق، الان برق ميره خوشحال هم ميشه!!

قيمت نون سنگك با ويندوز 7 ، يكيه،  !!!!

رفتم نمايندگي سايپا به مسئولش ميگم فرمون ماشين زياد صدا ميده، چه كار كنم؟ ميگه صداي ضبط رو زياد كن !!!!! 


رفتم پیش مدیر مدرسمون می گم ما سه روز پشت سر هم ریاضی داریم که دوفعش روزش با فیزیک یکیه یک دفعش هم با شیمی و زیست.نیشاش باز شده میگه به حر حال یه کلاس باید اینجوری میشد دیگه.شما بلدین بیاین خودتون برنامه کلاسارو بچینین!!!!!مدیره داریم؟؟؟؟؟؟؟


خدا وکیلی این چه وضعیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه 1390/08/26 ] [ 9:46 قبل از ظهر ] [ diana ]
 
آخر و عاقبت تفکیک جنسیتی دانشگاه ها (خنده دار) ، www.irannaz.com


الان من چی بگم؟؟؟؟؟؟پسرا که تا دختر می بینن یا شماره بهش میدن یا فیلم!!!!!


دخترای عزیز.دفعه بعد پسر دیدین پاشنه کفشتونو بکنین توی چشمش!!!!
(انجمن دختران پاد پسر!!)

[ چهارشنبه 1390/08/25 ] [ 8:34 بعد از ظهر ] [ diana ]

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com

اگر دخترها را تو استادیوم ورزشی راه بدن چی میشه ، www.irannaz.com


باحال بود اما به نظر من اگه دخترا هم میومدن شاید نقش بیشتری توی گل زدن تیم ها داشت مثل برد تیم والیبالمون که بخاطر اونهمه تشویق از طرف دخترای توی سالن بود!!!!

[ چهارشنبه 1390/08/25 ] [ 8:30 بعد از ظهر ] [ diana ]
این دهتا رفتار مختونو می خوره اونوقت اسکل می شین هاااا...

1.نخوردن صبحانه
كسانی كه صبحانه نمی خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می كند.. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می شود.(پس احتمالا من دیگه مغز ندارم!!!)

2. پرخوری
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهنی می شود.( د نخور د...)

3- دخانیات
این امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می شود.( مثل این که باید ببندنت به تخت..ادم باش دیگه...)

4. استفاده زیاد قند و شكر
استفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می كند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد(یا خدا...)

5. آلودگی هوا
مغز بزرگترین مصرف كننده اكسیژن در بدن ماست.. دمیدن هوای آلوده باعث كاهش اكسیژن تامینی مغز شده و منجر به كاهش كارآیی مغز می شود.(اخبار نمکدون:هرچی نابغه تو تهرونه بیاد بیرون...)

6. كمبود خواب
خواب به مغزمان اجازه استراحت می دهد. دوره طولانی كاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.(پس نتیجه می گیریم مدرسه دشمن مغزه!!!)

7. پوشاندن سر به هنگام خواب
خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اكسید كربن و كاهش تجمع اكسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.(من که نمی تونم سرمو نپوشونم!!!!!چه کنم؟؟؟)

8.كار كشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
كار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممكن است منجر به كاهش كارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود.(من تازه تو بیماری حوصلم سر میره یا باید بپر بپر کنم یا کتاب بخونم خلاصه یه کاری بکنم...)

9.كاهش افكار مثبت
فكر كردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزی ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.( ارامش تو زندگی بهترین چیزه...بیا به زندگی فکر کنیم،به عشق؛به زیبایی،به بهشت،به جهنم،به درک،به تو چه،به من چه،اعصاب مصاب ندارم ها!!!!)

10. كم حرفی
مكالمات انتزاعی منجر به رشد كارآئی مغز خواهد شد.(من که از این بابت خیالم راحته..D:  )

[ چهارشنبه 1390/08/18 ] [ 6:13 بعد از ظهر ] [ diana ]
مه لقا جابری با اسم غربی آیشا یونیک مدل زیبای ایرانی هست که ساکن سانتیاگوی کالفرنیاست.

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

عکس های جذاب ترین و زیباترین دختر ایرانی در جهان ، www.irannaz.com

[ چهارشنبه 1390/08/18 ] [ 5:58 بعد از ظهر ] [ diana ]

به نام کوروش و خون سیاوش...

به غیرت در تیر و کمان ارش...

به خون سرخ مردان کبیرت...

به خاکت،جنگلت،کوهت،کویرت...

قسم بر سنت و ایین و ایمان...

که جانم بارها تقدیمت ایران...

درود.

نتونستم برای این مطلب عنوان بذارم چون هیچ عنوانی نمی شد براش گذاشت...امروز تو خونه بودم که یهو دیدم من و تو پلاس داره نشون میده(یه برنامه اس)نگاهش نکردم ولی وقتی برگشتم دیدم داره تموم میشه همون موقع مرجان(یکی از مجریا)گفت پرسش مسابقه اینه:به نظرتون کدوم کشور ها هستن که فرهنگ بومیشون داره فراموش میشه...


یه لحظه شروع کردم به فکر کردن..واقعا این فکر به ذهنم رسید که از 295 تا کشور فقط امریکاس که فرهنگش فراموش نشده و تازه داره رایج میشه...لجم در اومد اما دوباره که فکر کردم دیدم نه...حق دارن که فراموش بشن.مثلا همین ایران خودمون...فرهنگش فرهنگ غربه و زبانشم نیمه عربی...می خواستم بزنم سرمو تو دیوار چون منی که فریاد پارسی بودن می زنم و می خوام دوباره کوروش رو تو خاطره ها زنده کنم،خودم بعضی وقتا از کلمه های عربی یا انگلیسی ترجیح میدم استفاده کنم...توجه کردین هرودوت،تاریخ نویس یونانی،همیشه گفته ایرانی ها پاک و نجیبند و به  همه کمک می کنن؟؟؟پس چرا امروز این اصل برقراره که بخور تا خورده نشی...پس نواده های کوروش کجان؟؟؟؟اصلا کوروش رو بی خیال...پس ادما کجان؟؟؟؟؟ چرا یکی باید انقدر توی پول غرق باشه که فکر کنه خدا رو هم با پول میشه خرید ولی در عوض بغضیا مثل مردم سومالی باید پوستشون چسبیده باشه به گوشتشون؟؟؟؟واقعا این همه مدافع حقوق بشر داریم پس چرا این همه بدبختی توی دنیاست؟؟؟نژاد پرستی چرا داره همراه تکنولوژی پیشرفت می کنه؟؟؟شیطان پرستی دیگه چه فرقه مزخرفیه؟؟؟ابله و برده داری ریشه کن شد اما قتل و دزدی و تجاوز تازه ریشه کرد... این چه قرن پیشرفت ایه که تمام جرم و جنایت هاش از روم باستان هم بدتر و زیاد تره؟؟؟؟ دخترا پسر شدن و پسرا دختر...مردا فکر می کنن مرد بودنشون به تعداد دوست دختراشونه و دخترا هم فکر می کنن جذاب بودنشون به تعداد دوست پسراشون!!!!!! این دیگه چه موازنه ایه؟؟؟؟؟وقتی می بینم یکی فقط داره توی ایندش اینو می بینه که از همه بالا تر باشه لجم در میاد...اخه همین اشغالان که به جای یه کار خوب که به نفع همه باشه گند می زنن تو دنیا...وقتی به این فکر می کنم که گذشته چه جوری بوده یا اینده چه جوری بوده خدارو شکر می کنم که توی این قرن زندگی می کنم...اون از گذشته که تمام مردم به فکر لشگرکشی بودن و اونم از اینده که احتمالا یا همه چیز مرده یا داره میمیره...اصلا با این بلاهایی که ما داریم سر نسل بعدمون یا سر زمین میاریم اینده ای وجود داره؟؟؟چرا ادما به وقتی می خوان فحش بدن به هم می گن گاو و سگ اما دریغ از این که سگ برعکس ادما وفاداره و گاو هم همیشه میگه ما،نه من... حتی مورچه ها وقتی جنازه ی نیمه جون یه مورچه ی دیگه رو می بینن میبرنش توی لونشون...چرا واحد اندازه گیریه شخصیت اندازه ی دماغ یا مقدار ارایش و تهرونی یا انگلیسی حرف زدنشونه؟؟؟عوض این که عقل و شعور و هوش ملاک برای ازدواج یا کار دادن به یه نفر باشه، قیافه و پول بابا ملاکه... نمیدونم چی باید بگم...منشور حقوق بشر رو یه پارسی نوشته اما افسوس که همین پارسیان دارن می زنن زیرش... مردم میرن یه عالمه پول میدن که فلان مارک معروف کت و شلوار رو داشته باشن و یا مانیکور کنن تا جلوی زری خانوم کم نیارن ولی نمیرن با همین پول غذا یا لباس یا کتاب برای یه بچه فقیر بگیرن... مرامشونو عشقه که اینقد نمی دونن که نباید هزار رنگ بود... نابغه هارو می کشن تا تو کارشون اختلال ایجاد نکنن... سیاه هارو زندانی می کنن چون سیاهن... به ایرانی های مقیم کشور های دیگه محل سگ نمی ذارن چون از ایرانی ان... ما مثلا انسانیم..و همچنین اشرف مخلوقات...البته تاکید کنم،مثلا انسانیم!!!! تا درودی دیگر بدرود...

به کوروش چه خواهیم گفت؟؟

اگر سر بر ارد ز خاک...

اگر باز پرسد ز ما..

چه شد دین زرتشت پاک؟؟؟

چه شد ملک ایران زمین؟؟؟

کجایند مردان این سرزمین؟؟؟

چرا ملک تاراج می شود؟؟؟

جونمرد محتاج می چود؟؟؟

بگو کیست این ناپاک مرد...

که بر تخت من اینچنین تکیه کرد...



جاوید باد کوروش که در سرزمینش اندکی ظلم و بدی نیز مجازات داشت...

کوروش بخواب که ما بیداریم...نه بابا بیدار شو که ما عرضه نگه داشتن زبون مادریمونم نداشتیم چه برسه به صلح و خوبی و دوستی و این حرفا...



پی نوشت:من از نسل کوروشم،می دونم که می تونم یه کار بزرگ برای جامعه ی بشریت بکنم و امیدوارم خدا بهم کمک کنه...شاید احمقانه به نظر بیاد اما من می تونم...

[ چهارشنبه 1390/08/18 ] [ 5:19 بعد از ظهر ] [ diana ]
اخی.خیلی دوست داتم جای یکی از این امداد رسانا باشم...






عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

عکس هایی باور نکردنی از امداد رسانی به حیوانات !! ، www.irannaz.com

[ جمعه 1390/08/13 ] [ 5:9 بعد از ظهر ] [ diana ]

سلام.من چند تا جمله قشنگ دیدم گذاشم براتون.




حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند. (دکتر شریعتی)


حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد(دکتر شریعتی)


دیشب خواب بودمتو خواب دیدم مردم دونفر دارن میان طرفم.میگم شما نکیر و منکرین؟؟؟می گن پ نه پ کامران هومنیم اومدیم بگیم تو خود نمره ی بیستی!!!!!!!



رفتم مطب ارتومتریس چشامو معاینه کنم خانومه اومده میگه می خواین چشاتونو معایتنه کنین؟؟؟؟پ نه پ،اومدیم واسه تو جا نگه داریم تا  وقتی اومد سر پا واینستی!!!!!!


سر کلاس بودیم یه پسره اومد در زد؛ استاد در رو باز کرد؛ پسره می گه اینجا کلاسه؟ منم گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ سفره ی حضرت ابولفضله؛ دور هم نشستیم دعا می خونیم

تنها عقل است که عادلانه بین مردم تقسیم شده زیرا همه فک می کنند به اندازه کافی عاقلند(رنه دکارت)



در روزگاری که همه از زمین خوردن تو شادند بایست تا همه بگریند(کوروش بزرگ)



نترس،کافر نمی شوم زیرا به نمی دانم هایم اگاهم...



5 پرسشی که تمام خارجی ها از ایرانی ها می پرسند(واقعیه):1-چرا ایرانی ها زیبا هستند؟؟؟

2-چرا دختران ایرانی زیبا هستند؟؟

3-چرا زنان ایرانی زیبا هستند؟؟؟

4-چرا شما به پارسی می گویید فارسی؟؟؟

5- چرا شما از عرب ها متنفرید؟؟؟



من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز خواندن مادرم می پسندم زیرا دختران هندی از روی عشق می رقصند اما مادرم از روی وظیفه نماز میخواند...(دکتر علی شریعتی)



ترجیح می دهم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا در مسجد نماز بخوانم اما به کفشهایم فکر کنم...(دکتر علی شریعتی)


همین بود...



و البته یکی که خودم خیلی دوستش دارم:


کسی که اندیشه ی زیبا دارد نیازی به اندام زیبا ندارد...


بدرود...

[ جمعه 1390/08/13 ] [ 3:54 بعد از ظهر ] [ diana ]

[ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 2:37 بعد از ظهر ] [ diana ]
[ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 1:43 بعد از ظهر ] [ diana ]

[ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 1:33 بعد از ظهر ] [ diana ]

[ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 1:30 بعد از ظهر ] [ diana ]
بچه ها اینا مثل ما بودن.بخونین این پستو(البته ما که نابغه!تریم!!!!!)


نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند
آلبرت اینشتین در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

توماس ادیسون که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

بتهون معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

پیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

هیلتون که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

ناپلئون بناپارت مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com

لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد!
 
نابغه هایی که در دوره خود دیوانه شمرده می شدند ، www.irannaz.com


می بینی به بچه های مردم چه ظلمی می شد.از همه بد تر ادیسون...اخه بخاطر اونه که ما الان نور داریم اما تودوره خودش ادم حساب نمی شد!!!!!چه دنیای چرتی.

[ چهارشنبه 1390/08/11 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ diana ]
تولد تولد تولدم مبارک




بیاین شمعارو فوت کنین،بعدش کیکارو ببریم بزنیم تو صورت هم،بعدشم کادو هارو باز کنین.




حالا صدای استریو رو زیاد کن،

زیگ زاک،زیگ زاک(بقیشو من بلد نیستم خودتون بخونین.!!!)



دست دست.ااااااا...حالا قرش بده(اینجاشو خیلی توجه نکنین بد اموزی داره!!!)

[ پنجشنبه 1390/08/05 ] [ 6:45 بعد از ظهر ] [ diana ]
درباره وبلاگ

من یه دختره تیزهوشانی ام.کرمان زندگی می کنم و از همه ممنونم که به وبلاگ من سر زدن.با همه هم لینک می کنیم.,وقتی میاین نظر یادتون نره وگرنه به مورچه هام می گم بیان گازت بگیرن دور هم بخندیم.
از واژه هایی مثل جیگر و میگر و این مدل حرفا تو وب من نباشه.در ضمن سلامم یادت نره!!!!!!!!!!!!
هاهاها.
مطالب این وبلاگ فقط در جهت خندس و کسی نبینم ناراحت شه ها!!!اگه کسی ناراحت شه می گم همون مورچه ها بیان گازش بگیرن!!!!!!!!!
حالا برو وبلاگو بخون...
بدرود.دوباره بیای ها!!!!!!!!!!


حالا چندتا حرف جدی...
من برای دخترا از ضمیر گلم و عزیزم و جیگر استفاده می کنم و اجازه هم میدم که دخترا همین کار رو بکنن اما از این که پسرا خودشونو لوس کنن و از ضمیرا استفاده کنن خوشم نمیاد و شاید چیزایی بگم که نباید بگم.پس لوس بازی و دلبری برای پسرا توی وب من ممنوع.


نظراتی که از شعری عاشقانه و عارفانه توشون استفاده شده هم به من ندین.حالم گرفته میشه.
عشق چی چیه تو این وضع یارانه ها!!!!!!!
امکانات وب

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر


این صفحه را به اشتراک بگذارید
فال امروز




.

.

free counters چاپ این صفحه